صد جمله صد راز و توصیه برای رهایی و ثروتمندی
در مقدمه مسیری با اشتیاق و مشقت اقدامی فراتر از یک قدم نیاز است.
در این کتاب،کوتاه بودن مطالب بدلیل سرعت رسیدن به اصل مطلب و همچنین گذاشتن عهده تفکر در مطالب و تطبیق با زندگی خود برمخاطب بوده است.
جهان با نظم است و نظم باوجود قوانین می باشد و رسیدن به هر چیزی که انسان می خواهد تنها با دانستن ضوابط وطریقه برخورد با آن محقق خواهد شد .دقیقا مثل حل کردن مسئله ای با داشتن فرمول و کنارهم قراردادن عوامل مسئله است.
قوانین متذکر شده در کتاب و توصیه های گفته شده برای تغییر روند فکری و دیدگاه نسبت به عوامل اطراف و بهتر درک کردن آنها در مسیر هدف می باشد.
این را به یاد داشته باشید که هیچگاه هیچ فقیری با دیدگاه فقیرانه به ثروت نخواهد رسید.
معرفی کتاب صد جمله صد راز و توصیه برای رهایی و ثروتمندی
کتاب صد جمله صد راز و توصیه برای رهایی و ثروتمندی نوشته شده بصورت کاملا نکته ای برای نشان دادن مسیر های این دنیا است . نکاتی حاوی اتنخاب بین درست و غلط .
کوتاه بودن کتاب صد جمله صد راز و توصیه برای رهایی و ثروتمندی برای ایجاد فضای ذهنی برای تفکر خود اشخاص می باشد، چرا زندگی هر شخص متفاوت است و تطبیق دادن نکات و توصیه ها با زندگی هر شخص تنها توسط خود اشخاص انجام می شود نه به دست شخص دیگری.
کتاب صد جمله صد راز و توصیه برای رهایی و ثروتمندی دارای نکاتی است که مجموعه کتاب های راز اثر راندا برن،پدر پولدار،پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی، پیروزی فکر اثر اورایزن اسوت ماردن، بیندیشید و ثروتمند شوید اثر ناپلئون هیل نیز به برخی آنها اشاره کرده اند و در حجم کلمات کتاب ها مخفی شده بودند نیز می باشد.
بخشی از کتاب صد جمله صد راز و توصیه برای رهایی و ثروتمندی
۱-مغز انسان یک موتور جستجوگر بسیار قدرتمند است.
با سوال پرسیدن،مغز به دنبال جواب میگردد هرنوع سوالی که بپرسید با بستگی به نحوه پرسیدن،میزان اطلاعات موجود و در نظر گرفتن جزئیات و کلیات و… مغز پاسخی را به شما می دهد. با انجام دادن و شروع فعالیت در زمینه جواب مغز، ذهن شما برای سوالات بعدی بهتر دنبال راه حل می گردد.
زمان پیدا کردن پاسخِ سوالات به میزان باور و جمع آوری اطلاعات از اطراف شما بستگی دارد.
۲-ایده و خلاقیت دو عامل همسو وایجادکننده هر اثری است.
ایده مثل چراغی در تاریکی مطلق در فاصله دور است وخلاقیت مثل راه رسیدن به آن چراغ می باشد.
به کارگیری این دو عنصر شاهکار خلق را بوجود می آورد. در واقع برای رشد و ارتقا و ثروتمند شدن از خلق چیزی به این دوعنصر نیاز دارید.
با تمرکز برپیرامون اطراف و الهام گرفتن از آن ایده را تقویت می کنید و با جمع آوری اطلاعات و کسب دانش نیز خلاقیت را تقویت خواهید کرد.
معرفی کتاب در سایت صد جمله صد راز
-معرفی کتاب پدر پولدار،پدر بی پول
در کتاب پدر پولدار،پدر بی پول رابرت کیوساکی دربارهی روشهای زندگی افراد پولدار و افراد طبقه متوسط صحبت میکند، میگوید: «یکی از پدرانم برای به دست آوردن چند دلار جان میکند و دیگری مشت مشت پول درمیآورد. یکی از پدرانم به من یاد میداد که سوابق تحصیلی و کارم را چه طور بنویسم که بتوانم شغل خوبی به دست آورم و دیگری به من میآموخت که چه طور طرحهای قوی مالی و بازرگانی را خلق کنم، تا بتوانم برای دیگراضشن شغل ایجاد کنم. فرزند دو پدر قوی بودن این امکان را برای من فراهم آورد تا با مقایسه آرای آنها با یکدیگر تأثیر تفکراتشان را بر زندگیشان بررسی کنم، در این جریان فهمیدم که انسانها زندگیشان را براساس افکارشان تنظیم میکنند. پدر فقیرم دائماً میگفت: من هیچ وقت پولدار نمیشوم و این پیشگویی واقعیت یافت، ولی پدر پولدارم معتقد بود که آدم پولداریست، حتی یک بار پس از ورشکستگیی که افسردهاش کرده بود، باز ادعا کرد آدم ثروتمندی است و میگفت بین فقیر بودن و ورشکسته بودن یک اختلاف بزرگ است و آن این که ورشکستگی موقتی، ولی فقر دائمی است.
معرفی نویسنده
رابرت تورو کیوساکی،(Robert Toru Kiyosaki )معروف به رابرت کیوساکی، در ۸ آپریل ۱۹۴۷ در هاوایی آمریکایی و در خانوادهای ژاپنی-آمریکایی زاده شد. او پس از پایان دوران دبیرستان، به آکادمی بازرگانی نیروی دریایی، وارد شد و پس از دانشآموختگی، به عنوان ملوان در جنگ ویتنام شرکت کرد. پس از جنگ، در رشته MBA ادامه تحصیل داد و از ارتش خارج شد. کیوساکی سپس وارد حرفه مدیریت فروش شد و در چندین شرکت از جمله کمپانی زیراکس فعالیت کرد.
-معرفی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید.
کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، اثری سازنده از ناپلئون هیل، راهنمای ضروری برای پیوستن به صف موفقترین افراد دنیاست.
امروزه رازهای به هم زدن ثروت برای هیل به اندازهی همان موقع نیرومندند و میتوانند زندگی را برای همیشه تغییر دهند.
پس از مصاحبه با بیش از پانصد تن از زنان و مردان دوران خویش، ناپلئون هیل (Napoleon Hill) راز انباشتن ثروت کلان را بر اساس این نظریه فاش کرد که اگر ما بتوانیم یاد بگیریم مانند ثروتمندان بیندیشیم میتوانیم موفقیت و ثروت را کشف کنیم.
او فقط فرمول سیزده مرحلهای سادهای تهیه کرد تا به شما کمک کند که اهداف خویش را مشخص کنید، راز موفقیت حقیقی و دیرپا را کشف کنید، هر آنچه در زندگی میخواهید را به دست بیاورید و به صف افراد فوقالعاده موفق بپیوندید.کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید در سال ۱۹۳۷ بدست ناپلئون هیل نوشته شد.
معرفی نویسنده کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید
ناپلئون هیل (Napoleon Hill. هیل در سال ۱۸۸۳ در خانواده ای فقیر چشم به جهان گشود.
مادر هیل زمانی که او فقط ۹ سال داشت بهدلیل سوءتغذیه و بیماریهای ناشی از آن فوت کرد.
. ناپلئون هیل با مرگ مادرش تنهاتر از قبل شد. فشار این ماجرا و فقری که انگار قرار نبود تمام شود، از او یک پسربچه سرکش و لجباز ساخت.
پدر ناپلئون تنها دو سال این وضعیت را تحمل کرد و وقتی که دید از پس این پسربچه برنمیآید با بیوه یک مدیر مدرسه ازدواج کرد.
نگاهی به چند سخن بسیار معروف از ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید:
-کسی که بیشتر از دستمزدی که میگیرد کار میکند، بهزودی بیشتر از کاری که میکند دستمزد میگیرد.
-هدف، رؤیایی است که ضربالاجل دارد.
-نقطه شروع تمام موفقیتها، اشتیاق است.
-ترسها، چیزی بیشتر از تصوری ذهنی نیستند.
-اگر نمیتوانی کارهای بزرگ انجام دهی، کارهای کوچک را به شیوهای بزرگ انجام بده.
-صبر نکن، هیچوقت زمان مناسب فرانمیرسد. از همین جایی که هستی شروع کن و با هر ابزاری که داری کار کن. در طول مسیر، ابزارهای بهتری پیدا خواهی کرد.
-ادیسون ۱۰۰۰ بار شکست خورد تا اینکه چراغ الکتریکی را درست کرد. با چند بار شکست دلسرد نشوید.
با خواندن کتاب راز، به تالیف راندا برن، با اسرار راز آشنا مىشویم، در مىیابیم که بر هر کارى توانا هستیم و هیچ مانعى نمىتواند ما را از آرزوهایمان محروم کند. کتاب راز ما را با خویشتن راستین و توانایمان آشنا مىکند. با کشف راز، شکوه انسانى خود را کشف خواهیم کرد.
بزرگترین راز زندگى، قانون جذب است. قانون جذب مىگوید هر چیز مشابه خود را جذب مىکند. بنابراین، وقتى فکر مىکنى، آن فکر، فکرهاى مشابه خود را جذب مىکند. فکرها مغناطیساند و امواجى تولید مىکنند. وقتى فکر مىکنى، در واقع، آنها را به جهان مخابره مىکنى و آنها در مسیر خود همهى چیزهاى متناسب با فرکانس خود را جذب مىکنند. هر آنچه ارسال مىشود، به مرکز باز مىگردد به تو.
تو یک برج مخابراتى انسانى هستى و با فکرهاى خود سیگنالهایى به عالم مىفرستى. اگر مىخواهى در زندگى خود چیزى را دگرگون کنى، با دگرگون کردن فکرهاى خود، سیگنالهاى ارسالى زندگیت را دگرگون کن. فکرهاى کنونى تو آفرینندهى زندگى آیندهى تو هستند. آنچه مدام فکر تو را مشغول مىکند و تو را وا مىدارد مدام به آن فکر کنى، روزى تبدیل به واقعیت زندگى تو مىشود. فکرهاى تو به واقعیت تبدیل مىشوند.
راندا برن درباره کتاب راز میگوید:
پرتویى از «راز بزرگ» بر دلم تابیده بود و درکى اجمالى از آن به دست آورده بودم راز زندگى. این پرتو از کتابى بر دلم تابیده بود که قدمتى یکصد ساله داشت. این کتاب توسط دخترم هایلى به دستم رسیده بود. سرنخ راز را به دست گرفتم و در گذرگاه تاریخ راه افتادم و به دنبال آن به گذشتههاى دور رفتم. باورم نمىشد این همه آدم از راز باخبر بوده باشند؛ با شگفتى از خود مىپرسیدم: «چرا این راز را همه مردم نمىدانند؟» اشتیاقى سوزان براى سهیم شدن این راز با همگان شعلهورم کرده بود. جستجویى را آغاز کردم براى یافتن کسانى که زنده بودند و از این راز باخبر.
معرفی نویسنده کتاب راز
راندا برن (Rhonda Byrne) متولد ۱۲ مارس ۱۹۴۵ در ملبورن استرالیا است. او جزو برترین نویسندگان و تهیه کنندگان جهان است یکی از برترین آثار او “مستند فیلم راز” و “کتاب راز” با موضوع قانون جذب است. راندا برن بر روی زندگی بسیاری از افراد تأثیر گذاشته است به طوری که مجله معروف تایم در سال ۲۰۰۷ راندا برن را جزو ۱۰۰ فرد تاثیرگذار جهان معرفی کرد.
راندا برن بعد از مرگ پدرش دچار افسردگی شدیدی شد و دیگر حتی نمی توانست به فعالیت های روزمره زندگی خود بپردازد او توانایی انجام کار و پیشروی به سوی موفقیت را نداشت. دختر راندا برن یعنی هیلی برای کم کردن ناراحتی مادرش پیشنهاد داد تا مادرش کتاب ها در موضوعات مختلف را مطالعه کند و راندا برن نیز کتاب “علم ثروتمند شدن” نوشته والاس واتلز را برای مطالعه کرد انتخاب کرد. کتاب “علم ثروتمند شدن” توانست مفاهیم جدیدی به راندا برن بیاموزد و او را از افسردگی نجات دهد.
کتاب پیروزی فکر نوشتهٔ اورایزن اسوت ماردن است . این کتابْ قدرت فکر و نحوهٔ پیروزشدن آن را شرح میدهد.
درباره کتاب پیروزی فکر
آیا شما وارث زندگی و فهم و هوش خود نیستید؟ این فهم و هوش را در چه جهتی هدایت میکنید؟ آن را به حال خود میگذارید؟ یا تسلیم توفانهای خشم و هوسش میسازید و اجازه میدهید که دوستیهای مشکوک، کتابهای خطرناک و تفریحات و خوشیهای مضر به صورت ناشایستی که مورد قبول فکرتان نیست وارد زندگی شما شود؟
فکرْ در این دنیا سکان همهچیز است. این حقیقت مدتهای دراز آشکار نشده و از نظر دور مانده بود. وقتی هم که مردم به قدرت فکر پی بردند و آن را مورد احترام و ستایش قرار دادند تازه تصور کردند که نیروی و معینی است که مخصوص مغزهای استثنایی و نادر است. فقط در این سالهای اخیر بود که هنر ادارهٔ فکر مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفت و مردم به آن پی بردند نمونه آن کتاب پیروزی فکر.
بخشی از کتاب پیروزی فکر
«تردیدهای ما خیانتکارند. ما را از امتحان فرصتهایی که به دست آوردهایم باز میدارند و از نعمتهایی که میتوانیم استفاده کنیم، محروممان میسازند.
کشندهترین نیرویی که زندگی را از میان میبرد، ترس است. ترس سجایای اخلاقی را ضعیف میکند، پشتکار و حس پیشرفت را شکست میدهد، سبب بیماری میشود، سعادت را فلج میسازد و مانع موفقیت در کارها میگردد. ترس عیب جبرانناپذیری است یعنی عیب محض است. اکنون دانشمندان روانشناس به خوبی پی بردهاند که ترس خون را ضایع میکند و هضم غذا را مشکل میسازد.
ترس از جنبش و فعالیت مغز و بدن میکاهد و تمام عناصر موفقیت را میکشد. دشمن خونی سعادت جوانی و رفیق وحشتآور ایام پیری است نشاط و خوشحالی از آن فرار میکند و شادی نمیتواند با او در یکجا زندگی کند.
فکر فرمانروای وجود است
عقل در وجود ما قدرت حیرت آوری دارد پس چه بهتر که پیوسته فکر را حاکم وجود خود سازیم. گوته پیش از این که طرز تفکر خود را تحت فرمان اراده در آورید بهتر است اول به قدرت مادی و اهمیت فکر پی ببرید هرگز راضی نشوید که کورکورانه ازین نظر اطاعت کنید بلکه بهتر است بدانید و قانع شوید که چگونه فکر خوب نتایج خوب دارد و فکر بد نتایج بد نصیب شما میسازد کسی که با آتش بازی میکند باید پیوسته بیدار و هشیار باشد. باید با تمام شعور خود قانع شوید که فکر به طور مطلق بر مقدرات شما حاکم است و هر فکری در آفریدن سرنوشت شما سهمی برای خود دارد باید معتقد باشید که اگر افکارتان را در جهت شایسته ای راهنمایی می کنید سرنوشت خوب به صورت بسیار طبیعی و آسانی به سوی شما خواهد آمد و برعکس اگر فکر و اندیشه ای را که خداوند به شما بخشیده است در راه بدی به کار اندازید پیوسته بدی و رشتی نصیب شما خواهد شد این حقیقت با دلایل غیر قابل انکار ثابت شده است. اثری که فکر در جریان مادی و معنوی دنیا دارد رفته رفته آشکار میشود و اشخاصی که درباره مسائل متعدد باهم اختلاف نظر دارند در این مورد بخصوص منفق الرایند نتایجی که از تحارب عملی به دست آمده است. پروفسور آندرسن استاد دانشگاه بال موفق شد که فکر و یا بهتر بگوییم تأثیر فکر را وزن کند تجربه این طور انجام شد. دانش آموزی را روی ترازوی مخصوص بردند مرکز نقل بدن او را کاملا در وسط ترازو قرار دادند و تر این دانش آمور خواستند که بعضی مسائل ریاضی را به صورت ذهنی حل کند و چون براتر فشار به مغز خون متوجه مغز گردید ترازو به طرف بالاتنه متمایل شد مقدار تمایل ندارو هنگام انجام یک عمل ضرب به رقمی به طور محسوس بیشتر از موقعی بود که عمل پنج رقمی انجام میشد یعنی به طور کلی فعالیت فکری هر قدر زیادتر میشد ترازو به همان نسبت بیشتر متمایل میگشت.